Open window with distant landscape

راوی

«هر کس می‌تواند چیزی بنویسد، لزوماً داستان‌نویس نیست. نویسندگی با «بودن» تناسبی ندارد بلکه با «شدن» به کفایت می‌رسد.»
این جمله‌ از عباس معروفی است. او که خود را به جوهره‌ی اصلی هزار و یک شب وفادار می‌دانست، باور داشت که درون آدم‌ها شهرزادی زندگی می‌کند که دلش می‌خواهد قصه بگوید و بلا از مردمان بگرداند.
شاید او درست گفته باشد و درون هر یک از ما شهرزادی زندگی بکند، اما به گفته‌ی خودش، شهرزادهای درون، به صرف «بودن»، از همه‌ی ما داستان‌نویس نمی‌سازند، این ماییم که باید آن‌ها را به مهارت و کفایت برسانیم.
تمرین‌های داستان‌نویسی دست شهرزادهای درون را می‌گیرند و آن‌ها را از بودن به شدن می‌رسانند.


  • محکم‌کاری

    -ببندم درو بابا؟ تو موندی آقا سبحان؟  -آره شمس‌الله، من هنوز کار دارم. ببخشید، زحمتت هم میشه.  – خدا ببخشه باباجان، یه در وا کردن و بستن این حرفا رو نداره بندهٔ خدا.  – مجبورم بمونم تموم کنم اینو، قولشو دادم به مشتری، صبح میاد ببره. مسافرم هست، اگه امشب تمومش نکنم حیرون میشه. –… …ادامه


  • جدایی دردناک

    با درد و اندوه روی تخت دراز کشیده و به سقف زل زده بودم.می‌دانستم رابطه‌مان تمام شده و تا چند دقیقه‌ی دیگر، او را برای همیشه از دست خواهم داد.هرچند قرار بود تا پایان عمر با هم باشیم، اما او داشت ترکم می‌کرد و کاملن واضح بود که جای خالی‌اش بدجور توی ذوق خواهد زد.… …ادامه