
روزنگار
تفاوت میان بیان شفاهی و نوشتاری، شبیه تفاوت بین شنا کردن است و غواصی. به نظر من نوشتن حکم طنابی را دارد که به نویسنده کمک میکند به جای دست و پا زدن در سطح یک موضوع، به اعماق آن نفوذ و ابعاد تازهای از آن را کشف نماید.
بارها برایم اتفاق افتاده که هنگام نوشتن از موضوعی ساده که شاید از دل اتفاقی پیشپاافتاده برآمده بوده، به نکتهای رسیده و یا از زاویهای به آن نگاه کردهام که برای خودم هم جای شگفتی داشته است و چیزی شبیه این جملات را با خود زمزمه کردهام: «چطور چنین چیزی را میدانم؟» و یا «نمیدانستم که دربارهی این موضوع چنین نظری دارم.»
از این منظر نوشتن برایم صرفن مکتوب کردن یک رویداد یا ایده نیست، یکی از موثرترین انواع اندیشیدن، کشف و حتی خودشناسی است.
نوشتههای این صفحه اغلب از مشاهده، خاطره یا ایدهای معمولی آغاز شدهاند و در مسیر نوشتن گاه مرا به نتایجی رساندهاند که خودم هم منتظرشان نبودهام.
-
انتخاب سرخ
از همان اولین باری که در خانهی دوستی دیدمش مجذوبش شدم. از نگاه من بیشتر زیباییاش را مرهون رنگ متفاوت برگهایش بود. رشتههایی از برگهای قرمزرنگ کوچک، روییده بر ساقههایی ظریف که مثل آبشاری از اطراف گلدان به سمت زمین سرازیر شده بودند. رنگی نادر در گیاهان آپارتمانی که او را از سایر همنوعانش متمایز… …ادامه
-
رکابزنان بیندیش
نوشتن اندیشیدن است، نه فقط تبدیل اصوات به علائم کتبی قراردادی. چهرهٔ واقعی انسان متفکر، فردی است در حال نوشتن، نه سربهزیرافکندهای دستبهچانه، خیره شده به نقطهای دور یا نزدیک.لازم نیست بیندیشی و اندیشههایت را بنویسی، دست به قلم ببر، اندیشه خود متولد خواهد شد.نوشتن برای پیش بردن و گسترش اندیشه، چون رکاب زدن است… …ادامه
-
پیشرفت تخممرغی
آغازگران هر مسیر، همواره بیش از ادامهدهندگان آنند. از خیل کثیر افرادی که کاری را آغاز میکنند، گروه اندکی آن را ادامه میدهند و عدهٔ انگشتشماری به سرانجام میرسانند. آغاز، معمولن با امیدی بزرگنمایی شده همراه است، که گرچه سبب اقدام میگردد، میتواند پس از اندک زمانی به ناامیدی و کاهش شدید انگیزه بیانجامد. هدف… …ادامه
