«ه» حرف دلپسندی است برایم و اگر محدودیت نوشتاری صفحه‌کلید نبود، حتمن آن را به شکل دوچشم می‌نوشتم.
«بهار» و «مهر» و «ماه» و «هستی»، بخش زیادی از احساس لطیف و شاعرانهٔ خود را به «ه» مدیونند.
بهار را بدون «ه» تصور کنید؛ باری می‌شود بر دوش.
حتی «هیچ» و «آه» و «اندوه» و «های‌های» و «تهی» هم وامدار آوای پر احساس «ه» هستند در رساندن عمق معنای خود.
و از همه مهم‌تر، «ه» صدای زنده بودن ماست، آوای تنفسمان، آواز رهایی نفس‌هایی که حبس کرده‌ایم.
پس اگر می‌شد که حرفی باشم، «ه» می‌شدم.


برخی از تمرین‌های نویسندگی وادارت می‌کنند به نگاهی متفاوت به چیزهایی که هرگز آنگونه نگاهشان نکرده‌ای.
«اگر قرار بود حرفی از حروف الفبا باشم، کدام حرف می‌شدم و چرا؟» نمونه‌ی چنین تمرینی است.
شما چه حرفی را انتخاب می‌کردید؟

طبقه بندی شده در:

سایر نوشته‌ها,

اخرین بروزرسانی: مرداد ۱۸, ۱۴۰۵