یکی از اصطلاحات رایج دنیای داستان‌نویسی پیرنگ است که با نام‌هایی مانند طرح، پلات و پی‌ساخت هم شناخته می‌شود و تعریف متعارف و یک‌خطی‌ آن چنین است:«هر چیزی که در داستان اتفاق می‌افتد.» اما همان‌گونه که «انسن دبیل» در مقاله‌ی «پیرنگ چیست؟» می‌گوید، این تعریف همان‌قدر می‌تواند کارایی داشته باشد که در تعریف کیک تولد بگوییم: «شیرینی بزرگی است با خامه و شمع»؛ گزاره‌ای که هیچ اطلاعاتی دربارهٔ چگونگی درست کردن کیک به ما نمی‌دهد.
تعریف یادشده از پیرنگ، ممکن است در نخستین برخورد، ذهن ما را به سمت خلاصه‌ی داستان ببرد، درحالی‌که این دو، تفاوت‌های مهم و بنیادینی با یکدیگر دارند. از این رو برای شناخت بهتر پیرنگ بهتر است ابتدا ببینیم پیرنگ چه چیزهایی نیست و سپس به چیستی آن بپردازیم.

پیرنگ چه نیست؟

بیایید با یک مثال ملموس این موضوع را روشن‌تر‌ کنیم.
فرض کنید داستانی داریم درباره‌ی زنی به نام مریم که پس از سال‌ها برای فروش خانه‌ی مادرش به زادگاهش بازگشته است، اما در جریان این کار با برادرش به اختلاف نظر برمی‌خورد و در نهایت تصمیمی می‌گیرد.

پیرنگ خلاصه‌ی داستان نیست

خلاصه‌ی چندخطی داستان بالا چیزی است شبیه:
«مریم پس از سال‌ها به شهر زادگاهش بازمی‌گردد تا خانه‌ی مادرش را بفروشد. در آنجا با برادرش روبه‌رو می‌شود و در جریان اتفاقاتی که در خانه رخ می‌دهد، درباره‌ی گذشته‌ی خانواده‌شان چیزهایی می‌فهمد. او با برادرش اختلاف نظر پیدا می‌کند و در پایان، تصمیمی درباره‌ی خانه می‌گیرد.»
خلاصه‌ی داستان می‌تواند در همین حد فشرده و یا حتی مفصل‌تر از این باشد و هر چند به ما می‌گوید که داستان درباره‌ی چیست، چه اتفاقات مهمی در آن رخ می‌دهد و به چه منجر می‌شود اما هرگز پیرنگ داستان محسوب نمی‌شود.

پیرنگ فهرست اتفاقات نیست

ما می‌توانیم فهرست رخدادهای این داستان را چنین برشماریم:

«مریم به شهر زادگاهش بازمی‌گردد.
به خانه‌ی پدری‌اش می‌رود.
برادرش را می‌بیند.
در اتاق مادر به جعبه‌ای برمی‌خورد.
در آن یادداشتی پیدا می‌کند.
با برادرش صحبت می‌کند.
با او به اختلاف نظر می‌خورد.
به سراغ دوست قدیمی مادرش می‌رود.
درباره‌ی فروش خانه تصمیم می‌گیرد.»

این بار به جای خلاصه، فهرستی از رویدادهای داستان را در اختیار داریم که حتی می‌تواند دقیق‌تر و با جزئیات بیشتری هم نوشته شود، اما دانستن اینکه در داستان چه اتفاق‌هایی و به چه ترتیبی رخ داده‌اند، به‌تنهایی برای شناخت پیرنگ کافی نیست.

پیرنگ زندگی‌نامه‌ی شخصیت نیست

متنی مانند:
«مریم وقتی دوازده سال داشت، پدرش را از دست داد. مادرش او و برادر کوچک‌ترش را به‌تنهایی بزرگ کرد. او پس از دانشگاه، به شهر دیگری رفت و در آنجا مشغول کار شد. چند سال بعد همان‌جا ازدواج کرد، اما ازدواجش دوام نیاورد. پس از جدایی، زندگی مستقلی برای خود ساخت و سال‌ها از خانواده و شهر زادگاهش دور ماند…»
شاید اطلاعات مهمی درباره مریم، گذشته و حتی دلیل رفتارهای امروزش در اختیار ما قرار دهد، اما شرح زندگی او به صرف دادن اطلاعات ضروری درباره شخصیت، پیرنگ داستان را نمی‌سازد.

سه نوع نوشته‌ی بالا، با وجود تفاوت‌هایشان، اطلاعاتی درباره‌ی داستان در اختیار ما قرار می‌دهند و شاید با تعریف «هر چیزی که در داستان اتفاق می‌افتد» هم سازگار باشند، اما هنوز فاقد برخی ویژگی‌های اصلی و به ویژه شرط اساسی‌ای هستند که پیرنگ را از سایر نوشته‌های مرتبط با داستان متمایز می‌کند.

پیرنگ چیست؟

پیرنگ چیست؟ «ای. ام. فورستر»، رمان‌نویس و منتقد ادبی انگلیسی، در کتاب «جنبه‌های رمان» برای شناساندن پیرنگ و بیان تفاوت آن با داستان، مثالی می‌آورد که به یکی از نمونه‌های مشهور ادبیات تبدیل شده است:

««پادشاه مرد و سپس ملکه مرد» یک داستان است، اما «پادشاه مرد و سپس ملکه از غصه مرد» یک پیرنگ است.»

او توضیح می‌دهد که در هر دو گزاره ترتیب زمانی اتفاقات حفظ شده است، اما در پیرنگ رابطه‌ی علّی بر ترتیب زمانی غلبه دارد.
این همان شرط اساسی‌ای است که پیرنگ را از داستان، خلاصه‌ی آن و سایر نوشته‌های مشابه متمایز می‌کند.
فورستر همچنین راهی برای شناخت و تفکیک بهتر این عنصر داستانی به دست می‌دهد:

«به مرگ ملکه توجه کنید. اگر این اتفاق در یک داستان باشد، می‌پرسیم: «و بعد؟» اما اگر در یک پیرنگ باشد، می‌پرسیم: «چرا؟» این، تفاوت اساسی میان این دو جنبه از رمان است.»

بیایید به مثال خودمان باز گردیم. با رعایت قاعده‌ی «بیان روابط علت و معلولی» می‌توانیم بنویسیم:

«مریم مدتی پس از مرگ مادرش به زادگاهش بازمی‌گردد تا خانه‌ی او را بفروشد. برادرش که سال‌ها در آن خانه زندگی کرده، با فروش آن مخالفت می‌کند و به همین دلیل بینشان اختلاف درمی‌گیرد. مریم برای پیدا کردن سند خانه وارد اتاق مادر می‌شود. آنجا نامه‌ای پیدا می‌کند که نشان می‌دهد مادر پیش از مرگ تصمیم داشته خانه را به برادرش واگذار کند. مریم برای فهمیدن دلیل این تصمیم، به سراغ دوست قدیمی مادرش می‌رود و از او می‌شنود که برادرش سال‌ها قبل برای مراقبت از مادر، فرصت شغلی بسیار خوبی را در شهری دیگر از دست داده است. او که حالا دلیل مخالفت برادر و تصمیم پیش از مرگ مادرش را می‌داند، از فروش خانه منصرف می‌شود و بی‌هیچ توضیحی، شبانه زادگاهش را ترک می‌کند و به شهر خود بازمی‌گردد.»
این یک پیرنگ است.

تعریف پیرنگ

اکنون شاید بتوانیم تعریفی از پیرنگ داستان ارائه دهیم که بیش از جمله‌ی «هر آنچه که در داستان اتفاق می‌افتد» بیانگر ویژگی‌های آن باشد.

«پیرنگ، روایتی است از رویدادهای داستان که در آن رابطه‌ی علّی میان اتفاقات نشان داده می‌شود؛ رابطه‌ای که معمولن از خواسته‌های شخصیت‌ها، موانعی که بر سر راهشان قرار می‌گیرد، انتخاب‌هایی که در برابر این موانع می‌کنند و پیامدهای این انتخاب‌ها شکل می‌گیرد.»

در مثال ما خواسته‌ی مریم فروش خانه است. مخالفت برادر مانعی در برابر این خواسته ایجاد می‌کند. مریم برای پیدا کردن سند، دست به جست‌وجو می‌زند. کشف نامه و اطلاعات تازه‌ای که به دست می‌آورد، نگاه او را تغییر می‌دهد و در نهایت باعث می‌شود از فروش خانه صرف نظر کند. بنابراین، اتفاق‌ها فقط به صورت سلسله‌وار پشت سر هم ردیف نشده‌اند، بلکه در زنجیره‌ای از روابط علت و معلولی به هم مرتبطند.

پیرنگ، نقشه‌ی راه داستان

پیرنگ، به زبانی ساده و روشن نوشته می‌شود و خط سیر اصلی داستان را مشخص می‌کند. در پیرنگ از پرداختن به جزئیاتی مانند اتفاقات حاشیه‌ای و توصیف‌های غیرضروری که نقشی در پیشبرد داستان ندارند، صرف‌نظر می‌شود.
نوشتن پیرنگ پیش از شروع نگارش داستان، سبب می‌شود که نویسنده مسیر و مقصد را گم نکند و همه‌ی دیگر عناصر داستانی را به خدمت پیشبرد داستان در جهت نتیجه‌ای که برایش در نظر گرفته است، درآورد.

هر چند این نوشته نیز دستور پخت کیک تولد را ارائه نکرد، اما امیدوارم چیزی بیش از توصیف «شیرینی بزرگی با خامه و شمع» درباره‌ی آن در اختیارتان قرار داده باشد.
در مطالب بعدی به استخراج پیرنگ و نوشتن آن نیز خواهم پرداخت.

طبقه بندی شده در:

نکته‌‌چین,

اخرین بروزرسانی: شهریور ۲۲, ۱۴۰۵