در اوایل آشناییام با دنیای نوشتن، در کارگاهی شرکت کرده بودم به نام «واژهگردان» از مجموعه دورههای مدرسه نویسندگی که به واژهها و کاربردهایشان در زبان میپرداخت.
یکی از تمرینهایمان ساخت ترکیبهایی دوکلمهای بود که میبایست یک جزئشان رنگواژهای باشد برگرفته ازمقالهٔ «هزار و ششصد رنگواژه در زبان فارسی»* و جزء دیگرشان واژهای انتزاعی یا چیزی که به طور طبیعی رنگی برایش متصور نیستیم؛ ایدهای الهام گرفته از ترکیب آشنای جیغ بنفش.
از میان صدها ترکیب ساخته شده توسط دوستانم، اینها را که به نظرم لطیفتر، شاعرانهتر یا خوشآهنگتر بودند برگزیدم:
اصالت لیمویی
پرسش هلویی
باور کاهگلی
عشق ماتیکی
میتینگ ماستی
گریهٔ خونکبوتری
فریاد نقرهگون
اُنس مِیگون
ندامت شرابانگوری
بهانهٔ آلبالویی
بوسهٔ عنابی
اندیشهٔ کریستالی
معجزهٔ فیروزهای
غم کهربایی
عذاب بنفشهفام
در بازخوانیشان متوجه حضور نخی نامرئی شدم که این دانههای پراکنده را اینگونه به هم پیوند داده بود:
غمی کهربایی در چشم
عذابی بنفشهفام بر جان
به هم اُنسی مِیگون گرفتهایم
در جایی که اندیشههای کریستالی ترک میخورند
و فریادهای نقرهگون در گلوها میخشکند
به امید تغییر باورهای کاهگلیمان به میتینگهای ماستی میرویم
پرسشهای هلویی میپرسیم
و اصالت لیموییمان را به رخ هم میکشیم
ما چشم به راهیم
چشم به راه معجزهای فیروزهای
معجزهها خاموشند
پس به دام عشقهای ماتیکی میافتیم
بهانههای آلبالویی میآوریم
تا ندامتهای شرابانگوریمان را خفه کنیم
بر لب، بوسههای عنابی داریم
و در چشم، گریههای خونکبوتری
تمرین جالبی است، شما هم امتحانش کنید: ترکیبهای تازه بسازید و پیوند میانشان را بیابید.
* معصومه زارعی، «هزاروششصد رنگواژه در زبان فارسی»، علم زبان، دورهٔ ۹، شمارهٔ ۱۵، بهار و تابستان ۱۴۰۱. [نمونهای از مقاله(PDF)]
