داستان‌ها را می‌توان بر اساس معیارهای مختلفی همچون حجم، محتوا، ساختار، ژانر، شیوه‌ی روایت، کارکرد و … در دسته‌های گوناگونی جای داد اما حجم یا طول روایت یکی از رایج‌ترین این ملاک‌هاست.‌
بر این اساس متداول‌ترین دسته‌بندی و نامگذاری روایت‌های داستانی، به قرار زیر است که از «رمان» بلندترین شکل روایت آغاز و به «داستانک» کوتاه‌ترین نوع آن ختم می‌گردد:
رمان (Novel)
رمان کوتاه یا داستان بلند (Novella)
داستان نیمه‌بلند (Novelette)
داستان کوتاه (Short Story)
داستانک (Flash Fiction)

رمان

کامل‌ترین و گسترده‌ترین فرم داستان است که ساختاری پیچیده‌ و اغلب چندلایه دارد و امکان حضور شخصیت‌های متعدد و پردازش وسیع آن‌ها، جهان‌سازی عمیق و پرداختن به چندین خط داستانی موازی را فراهم می‌کند و به طور معمول شامل چهل هزار تا پنجاه‌ هزار کلمه می‌شود.

رمان کوتاه

رمان کوتاه یا داستان بلند روایتی است متمرکز که در عین کوتاه‌تر بودن نسبت به رمان، از نظر ساختار، کشمکش و شخصیت‌پردازی به آن نزدیک است و اغلب یک خط داستانی اصلی ولی چندلایه را دنبال می‌کند. حجم معمول این گونه‌ی روایی بین بیست هزار تا چهل هزار کلمه است.

داستان نیمه‌بلند

قالبی است بینابینی و بلندتر از داستان کوتاه اما از لحاظ ساختار و با وجود پردازش نسبتن وسیع شخصیت‌ها،‌ پیچیدگی‌‌ و عمق داستان بلند را ندارد، معمولن یک خط داستانی اصلی را دنبال می‌کند و از هفت هزار و پانصد تا بیست‌ هزار کلمه را دربرمی‌گیرد.

داستان کوتاه

روایتی است متمرکز بر یک خط درام یا بحران اصلی که برای ایجاد تأثیری واحد همچون انتقال یک حس یا ایجاد پرسش یا تصویری مشخص در ذهن خواننده، به گونه‌ای نوشته می‌شود که بتوان آن را در یک نشست خواند.
داستان کوتاه، شخصیت‌هایی اندک، ساختاری فشرده و ریتمی تند دارد و بر یک رویداد محوری، بحران یا لحظه‌ای تعیین‌کننده تمرکز می‌کند و معمولن کمتر از هفت‌ هزار و پانصد تا ده‌ هزار کلمه را شامل می‌شود.

داستانک

یا داستان مینیمال که با نام‌هایی همچون داستان کوتاهِ کوتاه، داستان برق‌آسا، داستان‌‌ ریزه و … هم شناخته می‌شود، کوتاه‌ترین شکل روایت است متمرکز بر یک لحظه، یک تصویر و یا یک چرخش غافل‌گیرکننده که خود، بسته به کوتاهی و بلندی انواع مختلفی دارد، اما معمولن افزون از هزار کلمه نیست و تنها در چند دقیقه قابل خواندن است.
نویسنده‌ در این قالب فقط بر یک صحنه یا موقعیت تمرکز می‌کند و با حفظ فشردگی و ایجاز از تمامی جزئیات غیرضروری چشم‌پوشی می‌کند. پایان‌بندی داستانک اغلب حاوی ضربه‌ و گاه توأم با غافل‌گیری است.


هر یک از این گونه‌های نوشتاری با ویژگی‌های خود، نویسنده را با امکانات و محدودیت‌هایی مواجه می‌کنند. این امر سبب می‌شود که یکی از نخستین وظایف نویسنده، انتخاب گونه‌ی نوشتاری متناسب با موضوعی باشد که قصد روایت آن را دارد.


طبع‌آزمایی در انواع مختلف داستان به نویسندگان تازه‌کار این امکان را می‌دهد که ضمن کسب تجربه و شناخت عمیق‌تر ویژگی‌های هر گونه، نکات ارزشمندی در زمینه‌ی نوشتن از هر یک از آن‌ها بیاموزند.
به عنوان مثال فرم‌های کوتاه‌تری همچون داستان کوتاه و داستانک بیشترین امکان را برای یادگیری تمرکز بر موضوع و ایجاز روایی فراهم می‌کنند و فرم‌های طولانی‌تر مانند داستان نیمه‌‌بلند، رمان و رمان کوتاه، سبب تجربه‌اندوزی در زمینه‌هایی چون شخصیت‌پردازی، جزئی‌نگاری، افزودن پیچیدگی بیشتر به روایت و حفظ انسجام می‌شوند.

طبقه بندی شده در:

نکته‌‌چین,

اخرین بروزرسانی: مرداد ۱۲, ۱۴۰۵